مولداوی نقطه آغاز جنگ جهانی؟

جمهوری مولداوی کشوری بین رومانی و اوکراین است با مرکزیت کیشیناو و جمعبت حدود۳ میلیون نفر که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد. این کشور علی رغم اینکه یکی از ضعیف ترین اقتصادهای اروپا است، اما موقعیت جغرافیایی آن حائز اهمیت است. این مسئله برای غرب و روسیه کاملا روشن است و تلاش آنها بر این است که بتوانند در این کشور جریان اصلی و اثرگذار باشند.

مارس 24, 2024 - 12:15
مولداوی نقطه آغاز جنگ جهانی؟
مولداوی نقطه آغاز جنگ جهانی؟

امین مهدوی

جمهوری مولداوی کشوری بین رومانی و اوکراین است با مرکزیت کیشیناو و جمعبت حدود۳ میلیون نفر که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد. این کشور علی رغم اینکه یکی از ضعیف ترین اقتصادهای اروپا است، اما موقعیت جغرافیایی آن حائز اهمیت است. این مسئله برای غرب و روسیه کاملا روشن است و تلاش آنها بر این است که بتوانند در این کشور جریان اصلی و اثرگذار باشند.

چرا مولداوی مهم شد؟

اهمیت یافتن مولداوی به پیش از جنگ اوکراین باز‌میگردد اما در ایام جنگ بین روسیه و اوکراین اهمیت آن بیش از پیش نمایان شد. مولداوی به دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا است و در دوران ریاست جمهوری خانم ساندو برنامه های جاه طلبانه ای برای پیشرفت و ادغام در اروپا داشته است. این کشور با افزایش سطح همکاری ها با ناتو و اتحادیه اروپا توانسته بودجه نظامی دریافتی از آمریکا را بیش از ده برابر کند و در کنار آن وضعیت نامزدی برای عضویت در اتحادیه اروپا را به دست آورده است. این کشور در ایام جنگ اوکراین سعی کرده وابستگی انرژی خود به روسیه را تقریبا از بین ببرد و در سیستم انرژي اروپا ادغام شود تا قدرت چانه زنی آن در برابر روسیه افزایش یابد و به بیان بهتر میزان آسیب پذیری آنها در برابر روسیه کاهش یاید[1].

علاوه بر این ها روسیه مولداوی را بخشی از فضای حیاتی خود می داند و با پیوستن آن به اتحادیه اروپا و یا همکاری گسترده با ناتو ابراز ناخرسندی کرده است. روسیه نفوذ خود در مولداوی را تا حدی از دست داده است و اکنون در منطقه خودمختار ترانس‌نستریا به عنوان صلح‌بان حضور دارند. این حضور به سالها پیش باز میگردد و روسیه در تلاش بوده که این منطقه خود مختار به عنوان یک کشور پذیرفته شود که در رسیدن به این هدف ناموفق بوده است[2]. روسیه در یکی از آخرین اقدامات خود در این منطقه صندوق های رای برای انتخابات ریاست جمهوری روسیه را قرار داد که با اعتراض گسترده مولداوی و اروپا روبه رو شد. روسیه با تاکید بر اینکه در این منطقه روسهای زیادی ساکن هستند سعی در افزایش نفوذ خود در این منطقه دارد تا بتواند عمق راهبردی خود را افزایش دهد و ابزارهای فشار بیشتری را در جنگ اوکراین در دست داشته باشد. از سوی دیگر کیشیناو بر این باور است که روسیه پیش از الحاق کریمه هم کاری مشابه در آنجا انجام داده است و این اقدام را زمینه ساز اشغال این منطقه خود مختار دانسته است[3].

به نظر می‌رسد که بیشترین آسیب را در این تنش و درگیری که بین غرب و روسیه شکل گرفته مردم این منطقه خودمختار خواهند دید. جایی که تحت فشار دولت مرکزی و مالیات‌های سنگین بر اقلام ضروری هستند و از سوی دیگر اوکراین مرز خود را با این منطقه بسته است و نگرانی های فزاینده‌ای از احتمال درگیری در این جبهه دارد. مقامات این منطقه خودمختار از مسکو درخواست کمک کرده‌اند و همینطور اقدامات دولت مولداوی را خلاف قوانین حقوق بشری اتحادیه اروپا دانسته‌اند و این دست اقدامات را اهرم فشاری برای تسلیم مردم این منطقه در مقابل خواسته های اروپا می دانند. هرچند به نظر می رسد که روسیه برای کمک به این منطقه آمادگی لازم را دارد اما هنوز تمایلی ندارد به طور کامل با کارت ترانس‌نستریا بازی کند و همینطور طرف غربی هم به خوبی از اهمیت این موضوع آگاه است که فشار زیاد بر این منطقه می تواند منجر به جنگ داخلی در مولداوی شود.

علاوه بر این ها شاید یکی از اشتباهات خانم ساندو که یک محاسبه غلط راهبردی بود، تلاش او برای استفاده از جنگ اوکراین به عنوان یک اهرم تقویت عرق ملی بود. او تصور می کرد که شاید این جنگ زمینه ساز شکل گیری وحدت و آشتی ملی در کشورش شود و او بتواند بدون هزینه های جانبی کشورش را به عضویت اتحادیه اروپا و بعدتر ناتو درآورد. مسئله‌ای که او به آن توجه نداشت عمق حضور روسیه در منطقه شرق اروپا و به ویژه مولداوی و ترانس نستریا بود، روسیه در این منطقه یک پشتوانه‌ی تاریخی بسیار قوی دارد و در کنار آن رسانه های روسی به خوبی در این منطقه فعالیت می کنند و توانسته اند برنامه های خانم رئیس جمهور را به چالش بکشند.

به نظر می رسد با توجه به حملات اخیر که در این منطقه علیه نیروهای روسیه شکل گرفته است، اهمیت این منطقه و  احتمال درگیر شدن آن در جنگ اوکراین افزایش یابد، موضوعی که همه‌ی موافقان و مخالفان حاضر در این منطقه به آن اذعان دارند این است که ترانس نستریا خواهان جنگ نیست. اما درگیری آن و افزایش دامنه‌ی درگیری به نفع کدام جبهه است سوالی است که در آینده به پاسخ روشن آن خواهیم رسید. زیرا درگیر شدن مولداوی در جنگ یعنی آغاز دومینوی جنگی بزرگ که اروپا، آمریکا و روسیه ناچار باید در آن بجنگند و این می تواند خود شروع جنگ جهانی از جایی باشد که کسی فکرش را هم نمی کرد یعنی ترانس‌نستریا در مولداوی.

[1] foreignpolicy.com

[2] theguardian.com

[3] aljazeera.com