دام آمریکایی!

کشورهای اروپایی اغلب ترجیح می‌دهند کشتی‌های دریایی و تجهیزات نیروهای زمینی را از تامین‌کنندگان اروپایی یا غیرآمریکایی تهیه کنند، به جز برخی از اعضای ناتوی اروپای مرکزی که تجهیزات نیروهای زمینی آمریکا را برای تقویت روابط امنیتی در اولویت قرار می‌دهند

آوریل 1, 2025 - 12:34
آوریل 2, 2025 - 23:08
دام آمریکایی!
دام آمریکایی!

معماری امنیتی اروپا برای دهه‌ها به طور عمیقی با ایالات متحده درهم تنیده شده است، رابطه‌ای که درجه قابل توجهی از وابستگی نظامی را تقویت کرده است. این وابستگی فراتر از صرفاً تهیه تسلیحات آمریکایی است و ابعاد فناورانه، صنعتی و استراتژیک را نیز در بر می‌گیرد. در یک چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در حال تحول که با ظهور مجدد تهدیدها در این قاره و تردیدها در مورد تعهد بلندمدت ایالات متحده به امنیت اروپا مشخص شده است، میزان و پیامدهای این وابستگی نیازمند بازبینی گسترده است.

میزان وابستگی نظامی اروپا به تسلیحات آمریکایی در سال‌های اخیر شاهد افزایش چشمگیری بوده است. بین سال‌های 2020 تا 2024، واردات تسلیحات توسط اعضای اروپایی ناتو در مقایسه با دوره پنج ساله قبل از آن بیش از دو برابر شده و با افزایش قابل توجه 105 درصدی روبه‌رو شده است. بخش قابل توجهی از این افزایش از ایالات متحده سرچشمه می‌گیرد که 64 درصد از این تسلیحات را در این دوره تامین کرده است، در حالی که این رقم بین سال‌های 2015 تا 2019، 52 درصد بوده است. این نشان دهنده سهم بزرگ واردات تسلیحات آمریکا توسط کشورهای عضو اروپایی ناتو در هر دوره پنج ساله در دو دهه گذشته است.[1]

هم‌چنین برای اولین بار در بیست سال گذشته، اروپا به مقصد اصلی صادرات تسلیحات آمریکا تبدیل شده و 35 درصد از کل صادرات را به خود اختصاص داده است. تا پایان سال 2024، کشورهای اروپایی ناتو حجم قابل توجهی  سفارشات معوقه از ایالات متحده داشتند، از جمله نزدیک به 500 هواپیمای جنگنده و 150 هلیکوپتر جنگنده، علاوه بر آن بیش از 150 هواپیمای جنگنده و 60 هلیکوپتر جنگنده که در پنج سال قبل دریافت کرده بودند. کشورهایی مانند بریتانیا، هلند و نروژ به عنوان خریداران عمده تسلیحات آمریکایی در اروپا شناخته می شوند. این افزایش وابستگی نظامی به ویژه در زمینه قابلیت‌های نظامی پیشرفته، به ویژه هواپیماهای جنگنده، مشهود است. در حالی که وابستگی کلی به ایالات متحده افزایش یافته است، در همه انواع تسلیحات یکسان نیست. کشورهای اروپایی اغلب ترجیح می‌دهند کشتی‌های دریایی و تجهیزات نیروهای زمینی را از تامین‌کنندگان اروپایی یا غیرآمریکایی تهیه کنند، به جز برخی از اعضای ناتوی اروپای مرکزی که تجهیزات نیروهای زمینی آمریکا را برای تقویت روابط امنیتی در اولویت قرار می‌دهند[2].

ریشه‌های این وابستگی تا حدودی در تکامل تاریخی صنایع نظامی اروپا نهفته است. در طول جنگ سرد، کشورهای اروپایی سرمایه‌گذاری زیادی در توسعه قابلیت‌های داخلی انجام دادند. با این حال، با پایان رویارویی دوقطبی و ادغام اقتصادی متعاقب آن در اروپا، صنایع دفاعی ملی به طور فزاینده‌ای دریافتند که تکیه بر فناوری ایالات متحده از نظر اقتصادی و سیاسی مقرون به صرفه‌تر است. اگرچه اروپا هنوز ظرفیت صنعتی قابل توجهی دارد، اما تمرکز آن اغلب بر کاربردهای تجاری بوده است تا بر تحقیقات و توسعه نظامی پیشرفته. این واگرایی منجر به ضعف نسبی در تولید مستقل تسلیحات پیشرفته در مقایسه با ایالات متحده شده است. علاوه بر این، بودجه‌های دفاعی اروپا اغلب بین اولویت‌های متعدد، از مدرن‌سازی سیستم‌های قدیمی گرفته تا انجام تعهدات ناتو، تقسیم می‌شود. نتیجه این است که تنها بخش اندکی از این بودجه‌ها به توسعه سیستم‌های تسلیحاتی پیشرفته بومی اختصاص می‌یابد[3].

 علاوه بر آن تاثیر سیاست‌های آمریکا بر قابلیت‌های دفاعی اروپا عمیق است. کنترل‌های صادراتی ایالات متحده، توافق‌نامه‌های تبادل فناوری و سیاست‌های کلی کنترل تسلیحات، تأثیر مستقیمی بر خودکفایی نظامی اروپا دارند. برای مثال، سیاست‌هایی که انتقال برخی از اجزای فناوری پیشرفته به تولیدکنندگان خارجی را محدود می‌کنند، اغلب مانع از توسعه جایگزین‌های اروپایی برای سلاح‌های آمریکایی شده‌اند. این امر با این واقعیت تشدید شده است که پیمانکاران دفاعی آمریکایی در بسیاری از زمینه‌های حیاتی بر نوآوری جهانی تسلط دارند. تغییرات در اولویت‌های استراتژیک ایالات متحده، خواه ناشی از محدودیت‌های بودجه‌ای، تغییرات در رهبری سیاسی یا تغییر در درک تهدیدها، می‌تواند منجر به تغییرات ناگهانی در دسترسی متحدان اروپایی به سلاح‌های آمریکایی شود. در نتیجه، کشورهای اروپایی باید به طور مداوم برنامه‌ریزی دفاعی خود را با سیاست‌های ایالات متحده همسو کنند، که گاهی اوقات به قیمت از دست دادن استقلال استراتژیک بلندمدت تمام می‌شود.

پیامد این عدم تعادل این است که خودکفایی نظامی اروپا بیشتر یک آرزو است تا یک واقعیت. علی‌رغم ابتکارات متعددی که با هدف تقویت تولید داخلی از طریق پروژه‌های مشترک و افزایش هزینه‌های دفاعی انجام شده است، چالش‌های ساختاری اساسی همچنان پابرجاست. پراکندگی در سیاست‌های دفاعی ملی، بازار محدود برای سیستم‌های پیشرفته سطح بالا و هزینه و ریسک بالای مرتبط با سرمایه‌گذاری‌های تحقیق و توسعه، همگی در این کمبود نقش داشته‌اند.

در پایان باید گفت، وابستگی نظامی اروپا به سلاح‌ها و تجهیزات آمریکایی یک چالش چندوجهی است که فراتر از صرفاً تدارکات نظامی است. ضعف نسبی این قاره در تولید مستقل سیستم‌های تسلیحاتی پیشرفته، اروپا را به فناوری ایالات متحده وابسته و به شدت تحت تأثیر سیاست‌های آمریکا قرار داده است. این وابستگی نه تنها توانایی اروپا در دستیابی به خودکفایی نظامی واقعی را محدود می‌کند، بلکه از بسیاری جهات، آن را به ابزاری استراتژیک در دست ایالات متحده تبدیل می‌کند. با تلاش کشورهای اروپایی برای دستیابی به استقلال بیشتر در زمینه دفاع، غلبه بر این وابستگی‌های ریشه‌دار نیازمند تلاش‌های هماهنگ، سرمایه‌گذاری قابل توجه در تحقیق و توسعه و یک رویکرد متحد برای تقویت صنایع نظامی داخلی خواهد بود، اگرچه این احتمالاً یک فرآیند طولانی و پیچیده خواهد بود.

امین مهدوی

 



[1] moderndiplomacy.eu

[2] atlanticcouncil.org

[3] .bruegel.org